الفيض الكاشاني

142

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مشود ليكن قدرت بر دفع آن نداشته باشد . لذا نيازمند قدرت و نيرويى است كه بتواند با آن شهوات را از خود دور و با آنها مجاهده كند و تعدّى آنها را بر طرف سازد . از اين رو خداوند فرشتهء ديگرى بر او گمارده تا او را ارشاد و با لشكرهايى كه ديده نمىشوند وى را تأييد و تقويت كند و به اين لشكرها فرمان داده كه با سپاه شهوت بجنگند ، در نتيجه گاهى در جنگ با سپاه شهوت دچار ضعف مىشوند ، و زمانى قوّت مىيابند و اين امر بر حسب تأييد و امدادى است كه خداوند نسبت به بنده‌اش دارد . چنان كه نور هدايت نيز در ميان خلق داراى اختلاف بىشمار است . از اين رو بايد صفتى كه انسان به وسيلهء آن شهوات را مغلوب و ريشه كن مىكند و از چهار پايان ممتاز مىشود « انگيزهء دينى » بناميم ، و آنچه ارضاى شهوات را مطالبه مىكند « انگيزهء هوس » نام بگذاريم و بايد بدانيم كه جنگ پيوسته ميان « انگيزهء دينى » و « انگيزهء هوس » جريان دارد و غلبه گاهى با اين و زمانى با آن مىباشد . ميدان اين جنگ دل انسان است ، و امدادگران « انگيزهء دين » فرشتگانند كه ياوران حزب اللّه‌اند ، و مددكاران انگيزهء شهوت شيطانهايى هستند كه مددكار دشمنان خدايند . بنابر اين صبر عبارت از پايدارى انگيزهء دين در برابر انگيزهء شهوت است . اگر استقامت ورزد تا آن را مغلوب كند و بر مخالفت با شهوت ادامه دهد حزب خدا را يارى كرده و به صابران پيوسته است ؛ و اگر سستى و ناتوانى كند به حدّى كه شهوت بر او چيره شود و در دفع آن پايدارى و شكيبايى نورزد به پيروان شياطين ملحق شده است . بنابر اين ترك اعمال شهوت انگيز زاييدهء حالتى است كه آن را صبر مىنامند و آن عبارت از پايدارى انگيزهء دين در برابر انگيزهء شهوت است ، و استقامت انگيزهء دين نتيجهء دانستن عداوت و تضادّ شهوات با اسباب سعادت در دنيا و آخرت است . پس هر گاه يقين او يعنى شناختى كه آن را ايمان مىگويند قوى شود يقين حاصل مىكند كه شهوات دشمنانى راهزن راه خدايند و در اين صورت استقامت انگيزهء دينى او قوّت مىيابد و در نتيجه اعمالى كه انجام مىدهد بر خلاف خواست شهوات اوست ؛ و ترك شهوتها جز به نيروى انگيزهء دين كه ضدّ انگيزهء شهوت است تحقّق نمىيابد . قوّت معرفت و ايمان پيروى از شهوات را تقبيح مىكند و عاقبت آنها را زشت مىشمارد . اين دو فرشته با اجازهء خداوند و مأموريّتى كه از جانب او دارند امور اين دو لشكر را بر عهده دارند ، و آنها از كاتبين كرامند و آنها بر هر كسى از آدميان گمارده شده‌اند .